تبری زیر تیغ
روزی روزگاری در دل جنگل بزرگی تبری زندگی می کرد که سابقه زیادی در ستیزه جویی و قطع تنه درختان داشت.
ولی این تبر هیچگاه با خود فکر نکرده بود که دسته خودش روزی ساخته شده از همین درختان بوده است.
البته شاید هم ترس از این داشت که روزی یک اره برقی جایش را بگیرد.
ولی ای کاش تبر و درخت سعی در برقراری چرخه ای پایدار در طبیعت برای حفظ بقای خود بودند و نه اینکه تبر برای حفظ خود سعی در نابودی درختان داشته باشد.
ای کاش تبر کمی جلوتر از بینی خود را می دید و به جای تیز کردن تیغه خود، کمی آرام تر به درختان ضربه می زد تا درختان هم می فهمیدند تبری که اینک به آنها ضربه می زند برای بقا آنها نیز تلاش می کند ونه اینکه با سریع تر قطع کردن درختان باعث شود که اره برقی دیرتر جایش را بگیرد.
البته که همه می دانند که بالاخره اره برقی هم می آید و چه خبری داریم ما از چند و چون این ماجرا...
ولی حداقل می توانیم امید داشته باشیم که شاید اره برقی بیشتر به فکر درختان باشد...