سلام به همه دوستان خوبم، این دفعه سه شعر زیبا از اشعار سهراب سپهری رو انتخاب كردم كه امیدوارم بخونید و ازش لذت ببرید.
البته قبل از من دوست خوبم توی وبلاگش این كار رو كرده بود، كه من هم فرصت رو غنیمت شمردم و كارش رو تكمیل كردم. فريادي در سكوت
دیر زمانی است روی شاخه این بید
مرغی بنشسته كو به رنگ معماست.
نیست هم آهنگ او صدایی، رنگی:
چون من در این دیار، تنها، تنهاست.
گرچه درونش همیشه پر ز هیاهوست،
مانده بر این پرده لیك صورت خاموش.
روزی اگر بشكند سكوت پر از حرف،
بام و در این سرای می رود از هوش.
راه فروبسته گرچه مرغ به آوا،
قالب خاموش او صدایی گویاست.
می گذرد لحظه ها به چشمش بیدار،
پیكر او لیك سایه -- روشن دریاست.
رسته ز بالا و پست بال و پر او.
زندگی دور مانده: موج سرابی.
سایه اش افسرده بر درازی دیوار.
پرده دیوار و سایه: پرده خوابی.
خیره نگاهش به طرح های خیالی
آنچه در آن چشم هاست نقش هوس نیست
دارد خاموشی اش چو با من پیوند،
چشم نهانش به راه صحبت كس نیست
ره به درون می برد حكایت این مرغ
آنچه نیاید به دل، خیال فریب است
دارد با شهرهای گمشده پیوند
مرغ معّما در این دیار غریب است.
ادامه مطلب



