تبليغاتX

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

غم نوشته هایِ یک دانشجوی ایرانی

سلام به تمام دوستان عزیز، سال نو بر همه شما مبارک باشه

این آخرین پستی هست که در سال 86 دارم و چند تا پیامک و چند تا جمله آموزنده در وبلاگ قرار میدم و امیدوارم که خوشتون بیاد.

سال خوبی داشته باشید.

پرسيد چون دوسم داری بهم نياز داری يا چون بهم نياز داری دوسم داری ؟!

بهش گفتم چون دوست دارم بی نياز ترين آدم روی زمين هستم

............ ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......


این اس- ام -اس رو خوندی یعنی دوستم داری........اگه پاکش کنی عاشقمی........اگه جواب بدی دیوونمی.

.....اگه جواب ندی یعنی منو می خوای

............ .......حالا چه خاکی تو سرت میریزی؟؟؟؟؟؟

............ ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......


به اندازه ی موهای سرم دوستت دارم ...امضا :حسن کچل

............ ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......


عزیزم تو گاو منی ............ .. ناراحت نشو الان می فهمی . گ: گلمی. ا : آرزومی.و: وجودمی

............ ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......


بي تو نه امور جهان لنگ ميشه نه بين زمين و آسمون جنگ ميشه ، نه كوه آب ميشه نه آب سنگ ميشه

، فقط دل من واسه تو تنگ ميشه

............ ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......


یارو صبح ميره خونه ي دوستش ، بعد از يه ساعت مياد که بره

دوستش ميگه نهار بمون ، نهار ميمونه ، بعد نهار مياد بره

دوستش ميگه : حالا بيا يه دست تخته بزنيم ، بازي تموم ميشه مياد بره ،

دوستش ميگه : بدون شام که نميشه.شام ميخوره مياد بره ،

دوستش ميگه دير وقته! بخواب فردا برو، ميخوابه. صبح مياد بره

دوستش ميگه : با شيکم خالي؟ بمون بعد صبحونه برو ، يارو ميگه : نه ديگه..خانم بچه ها تو ماشين منتظرند

............ ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......


وقتي كسي اذيتت ميكنه 42 تا ماهيچه استفاده ميشه براي اينكه اخم كني !!!!!!!

اما فقط 4 تا ماهيچه برا اينكه دستت و دراز كني تا بكوبي پشت كله اش استفاده ميشه

............ ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......


از من بپرسند بهترین، زیباترین، شجاع ترین، محبوب ترین، داناترین، عاقل ترین ادم کیه ؟ انگشتمو به طرفت تو دراز می کنم و می گم این نمی تونه باشه

............ ......... ......... ......... ......... ......... ......... ......


عشق
به دست اوردن هرانچه خواستی نیست
عشق
هرانچه است که برای او از دست میدهی

-------------- -------------- ------------------ --------------

آنکه می‌خواهد روزی پريدن بیآموزد، نخست می‌بايد ايستادن، راه رفتن، دويدن و بالارفتن را یاد بگیرد .

پرواز را با پرواز آغاز نمی‌کنند

فردريش ويلهلم نيچه

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سعید در 86/12/29 و ساعت 13:50 |

« نگران نباشید. ما تصمیم خودمان را گرفته ایم. درست است كه تصویب قطعنامه علیه ایران قدری طول كشید اما مطمئن باشید كه بالاخره صادر می شود.»

این جملات را سفیر آلمان در تهران، چند روز قبل از صدور قطعنامه 1803 شورای امنیت علیه فعالیت های هسته ای كشورمان بر زبان رانده است. اما این جملات خطاب به چه كسی است؟ چه كسی در گفت و گو با سفیر آلمان از تعلل اعضای شورای امنیت در صدور قطعنامه علیه ایران ابراز نگرانی كرد و اینگونه با اطمینان خاطر از او دعوت به آرامش می شود؟

روز گذشته برخی از خبرگزاری ها و پایگاه های اطلاع رسانی، خبری را منتشر كردند كه بی گمان شنیدن آن لبخند مسرت بر لبان هیچ كدام از ایرانیان نخواهد نشست.

چه، این كه استماع این خبر و اخباری از این دست كه متاسفانه مدتی است عادت به شنیدن آنها كرده ایم، حاصل جز تاملی تلخ و نگاهی غم آلود به گذشته برای مخاطبان به همراه نخواهد داشت، ولی لاجرم بر حسب رسالت رسانه ای مجبور به انعكاس آن هستیم.

اما اصل ماجرا به نقل از سایت منتشر كننده این خبر:

« چندی پیش و قبل از صدور قطعنامه جدید شورای امنیت، سفیر آلمان در كشورمان با محمد رضا خاتمی دبیر كل سابق و عضو كنونی شورای مركزی حزب مشاركت و نایب رئیس مجلس ششم دیداری محرمانه داشته است.

در این دیدار محمد رضا خاتمی با بی صبری از سفیر آلمان می پرسد كه پرونده هسته ای ایران و قطعنامه سوم به كجا رسید و سفیر با خنده جواب می دهد كه نگران نباشید، تصمیم خودمان را گرفته ایم...

خاتمی در ادامه با طرح این ادعا كه تحریم های خارجی جواب داده و با اشكار شدن مشكلات اقتصادی، احمدی نژاد پایگاه خود را از دست داده است، خطاب به سفیر آلمان می گوید: بزرگترین چیزی كه می تواند احمدی نژاد را سر پا نگه دارد و حتی در انتخابات ریاست جمهوری آینده موجب انتخاب او شود، پیروزی در پرونده هسته ای است كه غرب باید در این باره چاره ای بیندیشد.»

باور این موضوع نه تنها برای همفكران خاتمی كه برای بسیاری از مخالفان وی نیز بسیار صعب و ثقیل است. هر چند كه قرابت و هم آغوشی سفیر آلمان با این طیف از جریان دوم خرداد مسبوق به نمایش تحصن نمایندگان مجلس ششم و حضور این سفیران اروپایی در جمع متحصنین است، اما به راستی آیا پذیرش این جملات از قول كسی كه تا همین چند سال پیش قبای نیابت مجلس ششم را بر تن پوشانیده بود و از عالی ترین تا پایین ترین نهادها و سازمان های دولتی تحت نفوذ وی و هم حذبی های وی بوده اند، به همین سهولت است؟ به ناچار باید گفت قراردادن دیگر گزاره های مرتبط با این واقعیت تاسف برانگیز است كه از قضا آنها هم روز گذشته همزمان با انتشار این خبر، بر روی تلكس ها قرار گرفتند، صحت این خبر را قوت مضاعفی می بخشد.

جورج بوش رئیس جمهور آمریكا كه در آستانه سفر به خاورمیانه صریحاً‌ از اصلاح طلبان ایرانی اعلام حمایت كرده بود، شنبه شب از تبلیغات انتخاباتی باراك اوباما مبنی بر گفت و گوی بی قید و شرط با ایران انتقاد كرد و گفت:« اصلاح طلبان ایرانی نباید احساس كنند آمریكا حكومت های این كشورها را مشروع می داند.»

نتیجه قرارگیری  این دو گزاره در كنار هم، برجسته شدن چه واقعیت تاسف برانگیزی می تواند باشد؟ آنچه كه رئیس جمهور آمریكا به عنوان« مشروعیت بخشی به حكومت ایران » یاد كرده است؛ چرا باعث رنجش خاطر گروههای موسوم به اصلاح طلب ایرانی خواهد شد؟ آیا این جمله بوش تناقضی با صحبت های دبیر كل سازمان حزب مشاركت دارد؟ آیا این جمله خاتمی در جمع ائتلاف اصلاح طلبان ملایر كه « به نمایندگانی نیاز داریم كه تعامل با كشورهای غربی را در پیش گیرند»، در راستای همین تحلیل ارزیابی نمی شود؟ به نظر می رسد نیازی به تحلیل و آوردن ادله های محكم در چرایی رخ دادن چنین رفتاری از سوی یك حزب دولت ساز نباشد، چرا كه دامنه چنین بحث هایی آنچنان گسترده است كه نه مجالی برای پرداختن به آنهاست و نه محتوای بحث چندان خوشایند است كه میلی به ادامه آن وجود داشته باشد. با این حال یك پرسش كه مطمئناً‌ سوال بسیاری از هموطنانمان نیز هست ضروری می نماید.

محمد رضا خاتمی در جریان مناظره روز گذشته خود با محمد رضا باهنر، خبر دیدار محرمانه اش با سفیر آلمان را تایید كرد.

جناب آقای خاتمی، هر چند همنشینی و كمك خواهی از دشمنان ملت برای غلبه بر حریف داخلی، نشان دهنده ناتوانی شما برای آوردن براهین و برنامه های مردم پسند و نیز قدرت رقیب در این خصوص است، اما آیا می توان منافع ملی و نیز حقوق تمام ایرانیانی كه حتی در دورافتاده ترین مناطق كشور به محض دیدار با رئیس جمهور، خواستار پایداری برای احقاق حقوق هسته ای خود هستند، را در پای رقابت های جناحی ذبح كرد؟ این پرسشی است كه می توان از دبیر كل سابق حزب مشاركت پرسید.

 

 

 

+ نوشته شده توسط سعید در 86/12/20 و ساعت 21:23 |

گیتار و خداشناسی

م.الف.الف فردی است كه با تشكیل كلاس های مختلف و از جمله كلاس های موسیقی و غیره، مبادرت به جذب مخاطب و مرید برای خود می كرده است.

وی خطاب به مریدان خود عنوان می كند كه نماز را فارسی بخوانید و اگر هم فارسی بلد نیستید و نمی توانید نماز فارسی را بخوانید، مقابل خدا ایستاده و با او صحبت كنید. وی عنوان می كند هر كس به نوعی با خدا ارتباط برقرار می كند و دریچه این ارتباط تنها نماز نیست. هر كس به نوعی به خدا می رسد، یكی با موسیقی و گیتار و یكی هم با داریوش یا شهرام صولتی ( خوانندگان طاغوتی) حال می كند و به خدا می رسد!

به دنبال گزارش های مربوط به موارد مطرح شده در كلاس های این فرد و بررسی و تحقیق، معلوم شد وی در سال 85 به اتهام ارتباط نامشروع با تعدادی از دختران كه در كلاس های درس او شركت می كردند و در پی شكایت آنها دستگیر شده است.

این فرد در كلاس هایش قرآن را به نفع خود تفسیر می كرد و با این روش، دختران و پسران جوان را فریب می داد.

 

سوسك و رقص سماع

خانم ش.م توانست با ظاهرسازی و نفوذ در جلسات مربوط به خانم ها خود را معرفی كند و پس از جلب و جذب تعدادی از مریدان، اهداف خود را پی بگیرد. وی زیرزمین محل سكونت خود را تبدیل به حسینیه كرد و بلافاصله عنوان نمود با امام زمان ارتباط دارد و در چندین مرتبه حضرت در خانه او حضور پیدا كرده است. هنگام نماز و قرائت ایاك نعبدوا به یكباره شروع به چرخیدن‌(رقص سماع) می كرد و ادعا می نمود از عالم غیب او را می چرخانند و او هیچ اراده و اختیاری در رقص سماع هنگام نماز ندارد و از مریدان خود نیز درخواست می كرد، بچرخند.

 

پیامبر هلندی

یكی دیگر از این مدعیان كه در كشور هلند زندگی می كرد و پس از بازگشت به كشور خود را امام زمان معرفی كرد، ح.و است. این فرد دارای تحصیلات عالی است، در رشته برق و مكانیك در یكی از دانشگاههای هلند به عنوان استاد دانشگاه تدریس می كرد. وی پس از حضور در كشور مدعی شد از طرف خداوند یك ماموریت 3 ساله به او واگذار شده است تا به عنوان امام زمان فعالیت كرده و مردم را هدایت كند.

این فرد مدعی، ابتدا خود را پیغمبر فرقه اسماعیلیه معرفی كرد و توانست تعدادی از ساده لوحان را دور خود جمع كند.

 

من رب شما هستم...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سعید در 86/12/16 و ساعت 11:46 |

این عکس رو برادرم به همراه دوستانش در میدان انقلاب با رضا صادقی انداختن

+ نوشته شده توسط سعید در 86/12/16 و ساعت 11:44 |

سلام دوستان عزیز، هفته گذشته روز سه شنبه (6/12/1386) روزنامه جام جم ویژه نامه ای را به نام كژراهه منتشر كرده بود كه مطالب خیلی زیبا و جذاب و مهمی در مورد فرقه ها و مدعیان دروغین در بر می گرفت. لذا تصمیم گرفتم كه گاه گاه این مطالب را به صورت كوتاه برای شما در وبلاگ قرار بدهم تا شما نیز از آن استفاده كنید. لذا تقاضا دارم با دقت مطالب را مطالعه كنید و نظر بدهید.

 

در چند سال گذشته و پس از اظهارات غیرمعقول مدعیان دروغین كه رفتارهای آنها موجب لطمات جدی بر باورها و ارزش های عقیدتی مردم شده است، موضوع دستگیری این مدعیان دروغین در دستور كار ماموران امنیتی كشور قرار گرفت و این افراد پس از دستگیری، تحویل مراجع قضایی شدند.

تامل در هر یك از ادعاهای این افراد كه صرفاً در راستای شیادی و سودجویی های مالی و اخلاقی مطرح می شوند، نشان می دهد این حركت ها، ارزش های مكتب تشیع را به چالش های جدی می كشاند. فراموش نكنیم در عرصه ایدئولوژی، كسانی كه تاب و توان فروغ جاودانی تشیع را ندارند با بزرگ نمایی رفتار مدعیان، تصویر نادرستی از باورهای شیعه در عصر حاضر و حتی میان نسل های بعدی ارائه می كنند.

برای نمونه، برخی رسانه های خارجی پس از ادعای یك زن كه عنوان می كرد بیماری او با نظر یكی از امامان معصوم (ع) شفا پیدا كرده است، موجی گسترده را دامن زدند. ظاهراً بستگان این زن شاخ و برگ درختان منزل این زن را فروخته و با توجه به بستن پارچه به شاخ و برگ درختان ( دخیل بستن) یكی از شبكه های خارجی كه عداوت و كینه او در مقابل باورهای شیعه كاملاً‌ مشهود است، با تهیه تصویر و گزارش های مختلف، شیعیان را مردمی معرفی كرد كه به جای پرستش خداوند، درخت را پرستش می كنند. اكنون با اشاره به این موضوع به مواردی هر چند گذرا از پرونده مدعیان دروغین اشاره می شود.

 

اعطای مقام سیدی

ح- و، یك مدعی است كه با حیله و نیرنگ موفق به جلب تعدادی از مریدان ساده دل شد. این فرد با معرفی خود به نام ولی خدا، خطاب به مریدان خویش كه عمدتاً‌ خانم ها بودند، عنوان می كرد: حق من به شما مریدان بیشتر از حق شوهرانتان است و نیازی به داشتن حجاب نزد من نیست، زیرا به دلیل رتبه ای كه دارم محرم تر از شوهرانتان هستم.

ح- و ادعا می كرد رابطه مستقیمی با خداوند دارد و برخی اوقات نیز خود را « علی مجسم‌» می دانست. وی مدعی بود به دلیل توانایی های خاصی كه به او ارائه شده، قادر است بیماری های لاعلاج را با استفاده از نور درمانی مداوا كند. او پس از مدتی با راه اندازی مراسم شال بندان، به مریدان خود عنوان « سید‌» را اعطا می كرد و در مقابل، مبالغ گزافی از آنها می گرفت.

پس از تبلیغات گسترده این فرد و پیگیری و تحقیق در خصوص فرد مدعی، معلوم شد وی یك شیاد كلاهبردار است كه به دلیل صدور چك بلامحل، دستگیر شده و مدتی را در زندان تحمل كیفر كرده است.

 

ارتباط با امام زمان‌(عج)

خانمی معروف به م.ن با تبلیغات بخصوص در میان خانم ها و در مراسم مذهبی، ضمن موجه جلوه دادن خود، جمع زیادی را فریب داد، او پس از حضور در جلساتی كه ترتیب می داد، راننده خود را حضرت امام زمان (عج) معرفی می كرد و خطاب به مریدان ساده دل خود می گفت دارای آنچنان ارج و قربی است كه حضرت ولی عصر، رانندگی او را به عهده گرفته است. او زنان را ترغیب می كرد تا زیورآلات خود را به راننده وی هدیه كنند.

او اتاقی با استفاده از پارچه سبز پوشانده و یكباره غش می كرد و پس از آماده كردن شرایط، كیسه ای در دست گرفته و از مریدان خود می خواست در این كیسه كه متعلق به امام زمان است، پول بریزند و هركس كه پول یا طلای بیشتری در این كیسه می انداخت یا به راننده م.ن می داد، از نظر وی بیش از دیگران دوستدار حضرت مهدی (عج) بود.

 

پیش بینی زمان مرگ...


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سعید در 86/12/10 و ساعت 13:37 |

سلام به همه دوستان عزیز، شعر بلند صدای پای آب را از سهراب سپهری به طور كامل برای شما می گذرام و امیدوارم كه بخوانید و لذت ببرید و نظر هم یادتون نره.

 

صدای پای آب

اهل كاشانم

روزگارم بد نیست

تكه نانی دارم، خرده هوشی، سر سوزن ذوقی

مادری دارم، بهتر از برگ درخت.

دوستانی، بهتر از آب روان.

 

 

و خدایی كه در این نزدیكی است:

لای این شب بوها، پای آن كاج بلند.

روی آگاهی آب، روی قانون گیاه.

 

 

من مسلمانم.

قبله ام یك گل سرخ.

جانمازم چشمه، مهرم نور.

دشت سجاده‌ من.

من وضو با تپش پنجره ها می گیرم.

در نمازم جریان دارد ماه، جریان دارد طیف.

سنگ از پشت نمازم پیداست:

همه ذرات نمازم متبلور شده است.

من نمازم را وقتی می خوانم

كه اذانش را باد، گفته باشد سر گلدسته‌ سرو

من نمازم را، پی تكبیره الاحرام علف می خوانم

پی قد قامت موج.

 

كعبه ام بر لب آب

كعبه ام زیر اقاقی هاست.

كعبه ام مثل نسیم، می رود باغ به باغ، می رود شهر به شهر

حجرالاسود من روشنی باغچه است.

 

اهل كاشانم

پیشه ام نقاشی است

گاه گاهی قفسی می سازم با رنگ، می فروشم به شما

تا به آواز شقایق كه در آن زندانی است

دل تنهایی تان تازه شود.

چه خیالی، چه خیالی،... می دانم

پرده ام بی جان است.

خوب می دانم، حوض نقاشی من بی ماهی است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط سعید در 86/12/09 و ساعت 13:26 |
  • شاخه های نرم دیرتر می شکنند، انعطاف پذیری نشانه توانایی نیست.
  • هیچ عظمتی بدون یک رویای عظیم متجلی نشده است.
  • کارهای بزرگ اول محال بنظر می آیند.
  • آفتاب به گیاهی نور می دهد که سر از خاک بیرون آورده باشد.
  • معمولاً افرادی که فکر ندارند سعی می کنند فکرشان را به سایرین تحمیل کنند.
  • من همانقدر به خدا محتاجم که او به من مشتاق.
  • هدف آموزش تبدیل مغزهای خالی به مغزهای باز است نه مغزهای پر.
  • درست زمانی که موفق شدم به تمام جوابها دست پیدا کنم، تمام سوالات عوض شدند.
  • دانش را می توان به دیگری رساند، ولی خرد را نمی توان.
  • مگویید "حقیقت را یافته ام" بگویید "حقیقتی را یافته ام".
  • اگر می خواهید به جایی برسید که نرسیده اید، از راهی بروید که تا به حال نرفته اید.
  • کسی که پشت به خورشید کرده جز سایه خودش چیزی نمی بیند.
  • وقتی اشک در چشمم حلقه می زند، به هرگلی که می نگرم رویش شبنم نشسته است.
  • ما نمی توانیم مسیر باد را تغییر دهیم اما می توانیم بادبان را در مسیر آن تنظیم کنیم.
  • بسا وقتها که شما شادی می کنید و خود نمی دانید.

 

 

 

+ نوشته شده توسط سعید در 86/12/08 و ساعت 11:48 |