تحمل کن عزیز دل شکسته
تحمل کن به پای شمع خاموش
تحمل کن کنار گریه من
به یاد دلخوشی های فراموش
جهان کوچک من از تو زیباست
هنوز از عطر لبخند تو سرمست
واسه تکرار اسم ساده توست
صدایی از من عاشق اگر هست
منو نسپار به فصل رفته عشق
نزار کم شم من از آینده تو
به من فرصت بده گم شم دوباره
توی آغوش بخشاینده تو
به من فرصت بده برگردم از من
به تو برگردم و یار تو باشم
به من فرصت بده باز از سر نو
دچار تو گرفتار تو باشم
نزار از رفتنت ویران شه جانم
نزار از خود به خاکستر بریزم
کنار من که وامی پاشم از هم
تحمل کن.. تحمل کن.... عزیزم
به من فرصت بده رنگین کمون شم
از آغوش تو تا معراج پرواز
حدیث تازه عشق تو ام من
به پایانم نبر از نو بی آغاز
+ نوشته شده توسط سعید در 87/11/06 و ساعت
17:26 |
