ب مثل به نام خدا
رسالت، هدف و وظیفه، رسالت دانشجویی! نه فقط هدف یا وظیفه دانشجویی. هدف آغازکردن بود و وظیفه استقامت. امّا رسالت را نمی شود توضیح داد. همان چیزهایی که در فکرت می گذرد و خواست های قلبی ات که فکر می کنی می دانی که می دانی! و می دانی باید قدم پیش گذاشت و با تردید از عوامل بیرونی و اطمینان از توانایی های درونی گام به گام جلو می روی تا در جهل مرکب نمانی!
زیرا:" آن کس که بداند و بداند که بداند اسب کهر از گنبد گردون برهاند. آن کس که بداند و نداند که بداند بیدارش نمایید که بس خفته بماند. آن کس که نداند و بداند که نداند لنگان خرک خویش به منزل برساند. آن کس که نداند و نداند که نداند در جهل مرکب ابدالدهر بماند!"
خواستن توانستن است و نیز خداوند احوال هیچ قومی را تغییر نخواهد داد مگر اینکه خود بخواهد و آغاز کنند.
آغاز می کنی مانند کودکی که تازه یاد گرفته روی دو پای ناتوان خود بایستد و او ادامه خواهد داد هرچند راه سخت و ناهموار و پرپیچ و خم باشد. چون لذت به همواری راه نیست بلکه به خود راه رفتن است.
آغاز می کنی چون نمی خواهی تنها نام دانشجو را به دنبال خود یدک بکشی. می خواهی بار این امانت روی شانه های تو نیز سنگینی کند.
مراقب افکارت باش که گفتارت می شود__مراقب گفتارت باش که رفتارت می شود__مراقب رفتارت باش که عادتت می شود__مراقب عادتت باش كه شخصيتت مي شود (امام علی (ع))